۱۹ اصطلاح برنامه آموزش انفرادی(IEp)

۱_انطباق(Accommodation):انطباق تغییری در محیط یادگیری دانش آموز است.انطباق بامحیط به دانش آموز کمک میکند تا با حذف موانع آنچه را که آموخته نشان دهد.

۲_اهداف سالانه(Annual goals):سندIEpمهارتهای تحصیلی و کاربردی را لیست میکند.تیمIEpفکر میکند که دانش آموز درپایان سال تحصیلی میتواند به آن اهداف برسد.اهداف IEpبایدواقع بینانه و قابل اندازه گیری باشند.

۳_تکنولوژی کمکی(Assistive technology):هر دستگاه یا نرم افزاریاتجهیزاتی که به دانش آموز کمک کندکه درمدرسه ارتباط برقرار کند و عملکرد بهتری از خود به نمایش بگذارد.

۴_برنامه مداخله رفتاری(Behavior intervention plan):طرحی که به طور فعالانه که به منظورآموزش و تقویت رفتار مثبت طراحی شده است.

۵_ناتوانی(Disability):شرایطی است که توسط قانون شناخته شده است.برای واجدالشرایط بودن IEp,دانش آموز باید در یکی از ۱۳گروه قیدشده قرارداشته باشد.

۶_فرآیند دادرسی(Due process):یک فرآیند رسمی برای حل و فصل اختلافات در مورد آموزش ویژه و IEp هاست.

۷_خدمات سال تحصیلی تمدیدشده(Extended school year services):ارائه خدمات آموزش ویژه ارائه شده در خارج از سال تحصیلی عادی،مانندتابستان یا تعطیلات طولانی مانند تعطیلات زمستانی.

۸_برنامه درسی آموزش عمومی(General education curriculum):این برنامه درسی شامل دانش ومهارتهایی است که انتظار میرود همه دانش آموزان یک ایالت بدست اورند.

۹_قانون آموزش افراد دارای ناتوانی(IDEA):این قانون بعنوان "قانون ملی آموزش ویژه" در ایالات متحده آمریکا شناخته میشود که دسترسی همه دانش آموزان به یک آموزش عمومی رایگان و مناسب را تضمین میکند.

۱۰_محیط باکمترین محدودیت(LRE):دانش آموز دارای ناتوانی که ناتوانی او به طور مستندتایید شده باید درمحیط باکمترین محدودیت آموزش ببیند این بدین معناست که دانش آموزان دارای ناتوانی درمحیطی یکسان با همسالانشان آموزش ببینند.

۱۱_اصلاح(Modification):اصلاح،تغییری است که از دانش آموز انتظارمیرود یادبگیرد ونشان دهد.

۱۲_گزارش والدین(parents report):گزارش هایی از طرف خانواده ها برای مستند کردن نقاط قوت،چالش،موفقیت فرزندشان درخانه،جامعه و مدرسه است.

۱۳_گزارش پیشرفت(Progress reporting):گزارشی است از چگونگی پیشرفت دانش آموزان در رسیدن به اهداف سالانه که توسط مدرسه تصویب میشود.

۱۴_سطح فعلی عملکرد(Present level of performance):تکصیف سطح فعلی توانایی ها و مهارت هاو نقاط قوت دانش آموز در زمان نگارش برنامهIEpاست.

۱۵_IEpمبتنی براستاندارد(Standards_based IEp):عملکرد تحصیلی دانش آموز را برابربا آنچه از دانش آموزان دیگردرهمان کلاس انتظار میرود را اندازه گیری میکند.

۱۶_آموزش ویژه(special education):آموزش ویژه برای رفع نیازهای منحصر به فرد دانش آموزان خاص طراحی شده است.

۱۷_کمک ها و خدمات اضافی(supplementary aid and services):خدماتی جهت کمک به دانش آموزان در کلاس عمومی است.

۱۸_خدمات مرتبط( Related services):هرگونه خدماتی که دانش آموز برای بهره مندی از آموزش ویژه نیاز داردمانند:سرویس ایاب و ذهاب.

۱۹_برنامه انتقال(Transition plan):این بخش از IEpچیزی است که دانش آموز دردبیرستان  یادمیگیردو میخواهد نشان دهد که بعنوان یک جوان رشد کرده است.

 

ترجمه دانشجوی دکترای روانشناسی آموزش کودکان استثنایی استادمحسنی

نخستین قدم ها برای کسانی که فرزندبا نیاز های خاص دارند

imgurl.ir" />نخستین قدم برای کسانی که دارای فرزندان با شرایط خاص هستند «پذیرفتن» است: «پذیرفتن مساله بسیار مهمی برای داشتن یک برنامه درمانی درست، برای داشتن یک رابطه مادر و فرزندی یا پدر و فرزندی و حتی خواهر و برادری است. پذیرفتن مساله، کلید درمان و زندگی این کودکان است.»

هوشیارمحبوب عقیده دارد که وقتی اطرافیان مشکل و متفاوت بودن کودک را می‌پذیرند مغز فعالیت خود را برای درک درست مساله و کشف راه‌حل‌های جدید برای زندگی راحت‌تر شروع می‌کند: «تجربه کار با این کودکان به من نشان داده است که اولیای شاد و قابل اتکا در درمان، آن‌هایی هستند که منتظر معجزه نیستند و از دوران کودکی کودک خود لذت می‌برند.

آنها عاقلانه به دنبال توانبخشی و کار با کودک در منزل هستند و کودک خود را با محیط اجتماعی واطراف خود از قبیل دوست، همسایه و فامیل پیوند می‌زنند. داشتن یک دختر یا پسربچه در محیط خانه با هر شرایطی هم باشد، در هر صورت باید برای پدرومادرشان شادی‌بخش باشد و اگر کسی با وجود داشتن یک کودک خاص این شادی را ندارد باید به دنبال ایرادی از جانب خود باشد.» .

تقسیم بندی بیماران روانی

۱) ملانکولی یا مالیخولیا ۲) مانی یا جنون شور و شوق ۳) جنون ۴) عقب ماندگی ذهنی.

بعد از پنیل ، یک پزشک فرانسوی بنام ایتارد به تربیت کودکی وحشی پرداخت که در جنگلهای « آویرون » فرانسه پیدا شد . کودک عقب ماندگی بسیار عمیقی داشت ایتارد تربیت کودک را بعهده گرفت و کوششهای بسیطی در این زمینه مبذول داشت تا موفق به پیدایش راه جدیدی در نحوه آموزش و پرورش افراد عادی عقب مانده و حتی معلولین گردید . همکار ایتارد بنام سگن بدنیال زحمات وی و به منظور شکوفا کردن این کودکان مؤسسه ای برای عقب ماندگان ذهنی ایجاد کرد و روش حواس حرکتی را در آموزش کر و لالها به کار برد .

این پیشرفتها همچنان ادامه یافت تا اوائل قرن بیستم که توجه به اصلاح نژاد بشر در دستور کار قرار گرفت و در امریکا به توصیه بخش اصلاح نژاد کمیته پژوهشی انجمن زاد و ولد امریکا ، نازا کردن عقب مانده ها به صورت قانون در آمد و بالاخره در قرن بیستم بود که دانشمندان و پژوهشگران عقب ماندگیهایی که به دلیل اختلالات متابولیکی ، نقصهای کروموزومی ، بیماریهای مادر در دوران بارداری و … ایجاد می شد را کشف کردند و راه را برای پژوهش و درمان این افراد هموار ساختند.

نحوه برخورد با کودکان استثنایی

قبل از این در مورد بعضی کودکان با استثنایی که نیاز به توانبخشی دارند، صحبت کردیم و بعضی از گروه‌های آن‌ها را برشمردیم. حالا می‌خواهیم به برخورد پدرومادرها با این کودکان و وضعیت آنها از زبان یک کاردرمان و روانشناس که سال‌ها تجربه کار با این دسته از کودکان را دارد، بپردازیم: لیلا هوشیارمحبوب درباره واکنش پدرومادرهایی که کودکان با نیازهای ویژه دارند، می‌گوید: «آنچه مهم است روش برخورد با این کودکان است؛ به عبارت دقیق‌تر روش برخورد با مشکلات این کودکان.

دسته‌ای از این کودکان وجود دارند که با گذراندن مراحل و دوره‌هایی می‌توانند به زندگی معمولی بر‌گردند اما گروهی که مشکلاتی نظیر عقب‌ماندگی ذهنی یا فلج مغزی دارند باید با یک رویکرد طولانی‌مدت و در نتیجه با صرف زمان و به خرج دادن حوصله بیشتر با آنها برخورد شود.»

 آنچه که نباید از طرف والدین فراموش شود و یادآوری آن به خودشان بسیار اهمیت دارد، این است که فرزند آن‌ها در هر صورت «کودک» است: «کودکی با همان نیازها، لطایف و زیبایی‌هایی که یک موجود نابالغ دارد. اگر پدرومادر این موضوع را مرتبا در رفتار و گفتارشان و در برخورد با فرزند خود در نظر داشته باشند هم برای مادر و هم کودک، هر دو آرام بخش است. در واقع می‌توان گفت که لذت والد بودن برای والدینی که حتی نقش درمانگر را بر عهده دارند، حس نمی‌شود مگر اینکه دست از انکار وجود مشکل بردارند.»

طبقه بندی کودکان استثنایی

imgurl.ir" کلی ترین طبقه بندی ، که مورد قبول اکثریت متخصصان می باشد عبارت است از تقسیم این افراد به سه دسته بزرگ:۱) کودکان و نوجوانان که به علت اختلافات هوشی و فعالیتهای ذهنی از کودکان عادی متمایزند . در این دسته کودکان و نوجوانان عقب مانده ذهنی و افراد تیز هوش قرار دارند.۲) کودکان و نوجوانانی که به علت اختلالات و ضایعات مغزی یا اختلالات عملی مبتلا به اختلالات رفتاری هستند . در این دسته کودکان و نوجوانان ناسازگار یا دشوار قرار دارند . ۳) کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلالات و نقایص حسی و حرکتی و اختلالات عملی رشد ، در این دسته نابینایان و همچنین مبتلایان به اختلالات تکلمی ، اختلالات کنترل استنکترها و ناتوانیهای حرکتی قرار دارند .

▪ گروه اول ، بعضی از افراد مبتلا به نارسائی رشد قوای ذهنی و کمبود فعالیتهای ذهنی هستند لذا نمی توانند در شرایط عادی با محیط خانوادگی ، تحصیلی ، اجتماعی ، شغلی سازش نمایند و عده ای بر عکس به علت داشتن هوش سرشار و فعالیتهای ذهنی عالی توسط افراد عادی درک نمی شوند و در نتیجه مسائل و مشکلاتی در سازش آنها با محیط پیش می آید مشکلات کودکان استثنایی.

▪ دسته دوم را افرادی تشکیل می دهند که دچار اختلالات شخصیتی ، آشفتگیهای عاطفی و اخلاقی هستند و به همین علت قادر به سازگاری با محیط خود نیستند . در این دسته فعالیتهای ذهنی در حد طبیعی یا حتی ممکن است بیشتر از حد طبیعی باشد .

▪ گروه سوم افرادی هستند که به علت اختلالات و نقایص حسی و حرکتی یا اختلالات عملی رشد از سازگاری عادی با محیط محروم هستند . در طبقه بندی فوق باید به شدت و اهمیت علائم و نوع اختلال رفتاری توجه کرد .
مشکلات کودکان استثنایی
اجتماع برای مصلحت ، تعجب یا سالم سازی ، بعضی از این افراد را تحمل می کرد عده ای را محبوس می ساخت و دسته ای را به مرگ محکوم می نمود.

پنیل که به حق باید او را بنیانگذار روانپزشکی جدید نامید اولین کسی بود که به دلجویی بیماران پرداخت و برای آنان برنامه های تفریح و گردش در نظر گرفت  مشکلات کودکان استثنایی .

چگونه بدانیم فرزندانمان به برنامه آموزش انفرادی نیازمند هستند؟

اگر فرزند شما در مدرسه در حال مبارزه است، ممکن است بدانید که چه کاری می توانید انجام دهید تا بتوانید از آنها حمایت کنید تا به مسیر خود برسید. اگر شما گزینه های مختلفی را برای مبارزه با زبان آموزان مورد بررسی قرار داده اید، ممکن است IEP یا خدمات آموزشی ویژه ارائه شود. اما چگونه می دانید وقتی IEP چیزی درست است که می خواهید برای کمک به کودک خود در مدرسه کمک کند؟

اگر فرزند شما در مدرسه در حال مبارزه و یا ناکارآمد باشد ، مهم است که ابتدا مداخله کنید تا مشکلاتی را که از گلوله برف زدن به چیزی بیشتر از قبل داشته باشید.

سال های مدرسه به سرعت در حال پیشرفت است، و یک کودک می تواند در عرض چند هفته بدون پشتوانه درست پشت سر بگذارد.

برای درک اینکه چه زمانی برای درخواست IEP بخوانید، مهم است که بدانید IEP چیست و چه کسی می تواند آن را بدست آورد. سپس می توانید تصمیم بگیرید که آیا وقت آن است که برای درخواست IEP درخواست کنید یا گزینه دیگری برای پشتیبانی را امتحان کنید.

IEP

هدف اولیه قانون های آموزش ویژه که طی دو دهه گذشته تصویب شده اند الزام معلمان در توجه به نیاز های فردی دانش آموزان بوده است. برنامه آموزش انفرادی IEP مهمترین جنبه ی این توجه است.

هر کودک در مدرسه دولتی آموزش و پرورش برنامه  آموزش فردی، آموزش های ویژه و خدمات مرتبط با برنامه آموزش انفرادی را دریافت می کند. هر برنامه  آموزش فردی باید برای یک دانش آموز طراحی شده و باید یک سند واقعا فردی باشد. برای معلمان، والدین، مدیران مدارس، پرسنل خدمات و دانش آموزان فرصتی را ایجاد می کند که برای بهبود نتایج آموزشی برای کودکان معلول با هم کار کنند . برنامه  آموزش فردی سنگ بنای آموزش با کیفیت برای هر کودک معلول است.

برای ایجاد یک IEP، والدین، معلمان، دیگر کارکنان موثر مدرسه و اغلب دانش آموز باید گرد هم آیند و به دقت نیازهای منحصر به فرد دانش آموز را بیابند. این افراد  باید سرشار از دانش، تجربه و تعهد برای طراحی یک برنامه آموزشی باشند که کمک خواهد کرد که دانش آموز درگیر شود، و در برنامه درسی پیشرفت کند.به طور کلیIEP  راهنمای تحویل پشتیبانی آموزش و پرورش ویژه و خدمات برای دانش آموزان معلول است.

برنامه آموزش انفرادی از نظر قالب بندی و جزییات و همچنین در یک ناحیه ی مدرسه ای تا ناحیه ای دیگر بسیار متفاوت است.

در چارچوب برنامه آموزش انفرادی ، استانداردی که در همه ی مدرسه ها به کار آید، وجود ندارد. یک برنامه آموزش انفرادی کامل، بسته به قالب، گستردگی و پیچیدگی ناتوانی های دانش آموز، ممکن است گزارش مستند ده صفحه ای یا بیشتر باشد.تاکید باید بر نوشتن آن دسته از برنامه های آموزش انفرادی باشد که روشن، سودمند و قانونآ قابل دفاع هستند نه بر قالب صرف برنامه آموزش انفرادی (بتمن و لیندن، 1998) رابطه ی روشن و صریح در میان اجزای سازنده ی برنامه ی آموزش انفرادی مستلزم اطمینان بر قوام تاکید برنامه ی فردی – آموزش سازگار شده ی فردی خاص برای برآوردن نیازهای انحصاری است. رابطه ی بین اجزای سازنده به وسیله ی ردیف اطلاعات در طول ستون ها حفظ می شوند.

اجزای سازنده ی برنامه ی آموزش انفرادی برای همه ی دانش آموزان:

سطوح کنونی عملکرد

هدفها و غایتهای قابل اندازه گیری

وضع سنجش

عدم مشارکت با دانش آموزان توانمند

همه ی خدمات مورد نیاز، کاملا توصیف شده اند (مقدار، فراوانی و غیره)

گزارش پیشرفت

برای بعضی از دانش آموزان:

انتقال- از جمله انتقال حقوق والدین به دانش آموزان

طرح رفتاری

نیازهای ESL

بریل

نیازهای ارتباطی

فن آوری کمکی

چه کسی نیازمند IEPاست؟

کودکی که یادگیری وعملکرد مشکل دارد و به عنوان یک دانش آموز با نیازهای ویژه شناسایی  شده نامزد مناسب برای IEP است.

کودکان و نوجوانان در مدرسه ممکن است برای خدمات پشتیبانی واجد شرایط باشند،به آنها اجازه می دهند در یک حالت خاص آموزش داده شوند، به دلایلی مانند:

ناتوانی های یادگیری

اختلال بیش فعالی با کمبود توجه (ADHD)

اختلالات عاطفی

چالش های شناختی

اوتیسم

اختلال شنوایی

اختلال بینایی

اختلال گفتار یا زبان

تاخیر در رشد

چگونگی ارایه خدمات ؟

در اغلب موارد، خدمات و اهداف مشخص شده در IEP را می توان در محیط یک مدرسه استاندارد ارائه داد. این برنامه می تواند در کلاس درس به طور منظم انجام شود (به عنوان مثال، کمک یک معلم در خواندن به گروه کوچکی از کودکان که نیاز به کمک اضافی دارند در حالی که بچه های دیگر در کار کلاس به طور منظم با معلم می خوانند) و یا در یک اتاق منبع خاص در مدرسه به طور منظم . اتاق منبع می تواند به یک گروه از بچه ها با نیازهای مشابه خدمت کند.

با این حال، بچه هایی که نیاز به مداخله شدید دارند ممکن است در مدرسه در یک محیط ویژه آموزش داده شوند. این کلاس با دانش آموزان کمتربه معلم اجازه می دهد به هر فرد توجه بیشتری داشته باشد.

علاوه بر این، معلم معمولا آموزش های خاصی برای کمک به بچه ها با نیازهای ویژه آموزشی در نظر می گیرد.کودکان بیشتر از روز خود را در یک کلاس درس خاص صرف می کنند و می توانند درکلاس های معمولی برای فعالیتهای غیر درسی مانند موسیقی و ورزش ملحق  شوند و یا در فعالیت های علمی که در آن آنها به کمک اضافی نیاز ندارد.

هدف از ایده این است که اطمینان حاصل شود که هر کودک از حداقل محیط ممکن تحصیل بر خوردار باشد،و تلاش برای کمک به بچه ها برای ماندن در یک کلاس درس به طور منظم. با این حال، زمانی که نیازهای به بهترین وجه در یک کلاس خاص بر طرف شوند، بچه ها ممکن است در یک  کلاس قرار بگیرند.

روال ارجاع و ارزیابی:

روند ارجاع به طور کلی اینگونه آغاز می شود که یک معلم، پدر و مادر، و یا دکتر نگران است که یک کودک ممکن است مشکل در کلاس درس داشته باشد، و معلم به مشاور مدرسه و یا روانشناس اطلاع می دهد.

قدم اول این است که اطلاعات خاص در مورد پیشرفت یا مشکلات تحصیلی دانش آموز جمع آوری شود. که ازطریق زیر انجام می شود:

یک کنفرانس با پدر و مادر

یک کنفرانس با دانش آموز

مشاهده دانش آموز             

تجزیه و تحلیل از عملکرد دانش آموز (توجه، رفتار، تکمیل کار، آزمایش، کار کلاسی، مشق شب، و غیره).

حرفه های تیم ارزیابی می تواند شامل:

یک روانشناس

یک درمانگر فیزیکی(فیزیوتراپیست)

کاردرمانگر

متخصص گفتار درمانی

مربی ویژه

یک متخصص بینایی(بینایی سنجی)یا شنوایی(شنوایی شناس)

دیگران، بسته به نیازهای خاص کودک

نوشتن IEP

به عنوان یک پدر و مادر، شما می توانید تصمیم بگیرید که آیا فرزند شما را ارزیابی کنند یا خیر. اگر شما ارزیابی را انتخاب می کنید برای انجام این کار امضای فرم اجازه ، از شما خواسته می شود که در فرایند و نوع آزمون از آنها استفاده می شود. این آزمایشات ممکن است مهارت های خاص در مدرسه ، مانند خواندن و یا ریاضی، و همچنین به عنوان مهارت های توسعه کلی تر، مانند گفتار و زبان را شامل شود. تست لزوما به این معنی است که یک کودک می خواهد خدمات دریافت کند.

برای کمک به اینکه تصمیم بگیرند که چه آموزش و پرورش ویژه و خدماتی دانش آموز نیاز دارد، به طور کلی تیم IEP کار خود را می خواهد با نگاه به نتایج ارزیابی کودک، مانند آزمون کلاس درس، آزمایش های فردی برای ایجاد واجد شرایط بودن دانش آموز، و مشاهدات توسط معلمان، والدین، ارائه دهندگان خدمات مرتبط، مدیران و دیگران آغاز خواهد کرد. این اطلاعات کمک خواهد کرد تیم توصیفی از "سطح فعلی عملکرد آموزشی" دانش آموز ارایه دهد -به عبارت دیگر، دانش آموز در حال حاضر در مدرسه چگونه عمل می کند. آگاهی از چگونگی دانش آموز در حال حاضر در مدرسه به تیم کمک خواهد کرد برای رسیدگی به این مناطقی که در آن دانش آموزبا نیاز آموزشی را شناسایی کرده اند اهداف سالانه بگیرند.

هنگامی که اعضای تیم ارزیابی های فردی خود را تکمیل کردند ، آنها یک گزارش ارزیابی جامع (CER) از یافته های خود را، ارائه می دهند که شامل طبقه بندی آموزشی، و تشریح مهارت ها و حمایت های مورد نیاز کودک می شود.

سپس به پدر و مادر فرصتی برای بررسی این گزارش قبل از تایید IEP داده می شود. برخی از پدر و مادرها با گزارش مخالفت خواهند کرد، وبه آنها این فرصت داده می شود که مدرسه آمده با همکاری با یکدیگر یک برنامه مناسب با نیازهای کودک تهیه شود.

هنگامی که IEP نوشته شد ، پدر و مادر یک کپی بدون هیچ هزینه ای دریافت خواهند کرد. هر کس که در اجرای IEP درگیرباشد  باید دسترسی به سند داشته باشد.

این شامل:

معلم آموزش و پرورش به طور منظم (بازدید کنندگان)

معلم آموزش و پرورش ویژه (بازدید کنندگان)

ارائه دهنده خدمات مرتبط (بازدید کنندگان) (به عنوان مثال، متخصص گفتار درمانی). یا

هر ارائه دهنده خدمات دیگر

هر یک از این افراد نیازمند به دانستن مسئولیت های خاص خود برای انجام IEP کودک هستند. این شامل امکانات رفاهی خاص، تغییرات و پشتیبانی که کودک باید با توجه به IEP دریافت کند،می شود.

 

حقوق قانونی شما

از چارچوب زمانی خاص باید اطمینان حاصل شود که توسعه IEP از ارجاع تا ارائه خدمات با بیشترین سرعت ممکن حرکت کند. مطمئن باشید که در مورد این بازه زمانی بپرسید و یک کپی از حقوق پدر و مادر را هنگامی که کودک شما ارجاع شده است دریافت کنید. این دستورالعمل (گاهی اوقات تضمینهای حقوقی نامیده می شود) به عنوان یک پدر و مادر برای کنترل آنچه در طول هر مرحله از فرآیند برای کودک شما اتفاق می افتد انجام می شود.

در توضیح حقوق پدر و مادر نیز شما می توانید اگر با هر بخشی از IEP مخالف بودید از گزینه میانجیگری و جلسات استفاده کنید. شما می توانید در مورد کم هزینه و یا نمایندگی حقوقی رایگان از منطقه مدرسه و یا، اگر فرزند شما در مداخله زودهنگام است (برای بچه ها در سنین 3 تا 5)، از طریق آن برنامه اطلاعات کسب کنید.

در صورت نیاز نمایندگی شما را با وکلای مدافع و طرفداران روند IEP آشنا خواهند کرد.شما همچنین می توانید هر کسی را که احساس می کنید و یا می داند برای برنامه کودک شما مفید خواهد بود برای پیوستن به تیم کار IEP دعوت کنید.

محاسن برنامه آموزش انفرادی :

مشارکت کامل و برابر والدین

فردی شدن کامل برای هماهنگ شدن با دانش آموز

 سطوح کنونی عملکرد ها ،نیاز ها و ویژگی ها مشخص شده اند

همه ی خدمات ،اصلاحات و پشتیبانی ها نیاز های دانش آموران را به طور کامل بر آورده می سازند.

 هدف ها و غایت های قابل اندازه گیری ،واقعی و جدی فرض می شوند.

 معایب برنامه آموزش انفرادی :

ضعف در انفرادی کردن برنامه برای متناسب کردن با دانش آموز

ضعف در برآورد نیازهای همه ی کودکان

ضعف در توصیف و مشخص نمودن کامل همه ی خدمات ضروری

ضعف در نوشتن روشن، عینی، معنادار، و منطقی سطوح کنونی عملکرد، غایت ها و هدف ها.

 

کم توان ذهنی

اوایل قرن نوزدهم کتاب یا رساله ی علمی قابل قبولی در زمینۀ کم توانی ذهنی و افراد مبتلا به اختلالات رفتاری نوشته نشده بود و به این نوع بیماری ها ،جنون یا دیوانگی می‏گفتند..

ازدواج افراد کم توان ذهنی:

زمان های گذار یا انتقال کودکان اغلب پرچالش ترین دوره ها برای خانواده هستند،چون دربر گیرنده ی تغییرات بسیاری اند.انتقال یا گذار می تواند با مراسمی مثل ازدواج یا فارغ التحصیل شدن و ... افراد باشد.

آکندروپلازی چیست؟

imgurl.ir" />آکندروپلازی نوعی کوتاه قدی مادرزادی است که مشخصه آن کوتاه بودن طول اندام ها است. مشکل اصلی در این بیماران تبدیل غضروف به استخوان در صفحات رشد بخصوص در استخوان های بلند اندام ها است. قد متوسط مرد مبتلا به آکندروپلازی حدود 130 سانتیمتر و زن مبتلا حدود 124 سانتیمتر است. تنه این بیماران معمولا مشکل خاصی نداشته و کوتاهی بیشتر در اندام های آنها است.

مشخصات عمده بیمار مبتلا به آکندروپلازی عبارتند از

یک فرد مبتلا به آکندروپلازی با تنه طبیعی و اندام های کوتاه

قد کوتاه همراه با اندام های فوقانی و تحتانی کوتاه بخصوص کوتاهی در بازو و ران
محدودیت حرکت در آرنج و اشکال در باز کردن کامل آن
سر بزرگ با یک پیشانی برجسته
انگشتان این افراد کوتاه بوده و انگشتان وسط و انگشتری از هم دور هستند
هوش این افراد طبیعی است
آهسته شدن یا قطع تنفس برای یک مدت کوتاهچاقی
عفونت های مکرر گوش
افزایش تقعر در کمر ( لوردوز) و تحدب در پشت (کیفوز)
تنگی کانال نخاعی
پاهای پرانتزی
کمردرد در سن بلوغ
کاهش قدرت عضلات
کلاب فوت
هیدروسفالی (تجمع مایع در مغز)
آکندروپلازی شایعترین علت کوتاه قدی همراه با اندام کوتاه است. این بیماری از هر 40-15 هزار تولد در یکی دیده میشود. این بیماری به علت جهش ژنتیکی در ژنی به نام FGFR3 ایجاد میشود. ابتلا به آکندروپلازی درنیمی از فرزندان فرد مبتلا به این بیماری وجود خواهد داشت. با این حال 80 درصد افراد مبتلا به آکندروپلازی والدین طبیعی دارند و ابتلا به این بیماری به علت جهش ژنتیکی بوده است.

اگر هر دو والد دچار این بیماری باشند فرزند آنها دچار نوع بسیار شدیدی میشود و یا مرده متولد شده و یا مدت کوتاهی بعد از تولد به علت نارسایی تنفسی فوت میکند

چالش های آموزش و پرورش استثنایی

وقتی صحبت از چالشها به میان می آید ،منظور وضعیتی است که باید برای حل آن به دنبال راه چاره بود و آن را تغییرداد . باید بعضی از ساختارهای سنتی را بشکنیم و راههای نوینِ مقابله با موانع را برگزینیم .

 تغییرات ناشی ازتحولات گسترده در حوزه علم و نیاز های متغیر بازار کار و لزوم پاسخگویی آموزش و پرورش در این زمینه.

با توجه به این که آموزش پرورش کشور ما به صورت متمرکز بوده و منابع درسی و برنامه ریزی های آن در سراسر کشور به صورت یکسان می باشد،لذا تغیر محتوای کتب درسی به سرعتِ نیاز و تغیر در بازار کار و نیاز های جامعه مستلزم صرف هزینه های بالایی است، که به هیچ وجه مقرون به صرفه نمی باشدواز طرفی اگرآموزش و پرورش نتواند بر اساس تقاضای بازار کار نیروی انسانی تربیت کند از قافله تربیت انسان کارآمد عقب می ماند.

آموزش پرورش استثنائی نیز با توجه به این که هدف اصلی آن سازگاری شخصی ، اجتماعی و سازگاری شغلی افراد استثنائی در جامعه است، بدون در نظر گرفتن شرایط فوق و این که در جامعه کنونی نقش عضله و زور بازو کاهش یافته و باید از نیروی مغز در نیروی کار استفاده گردد با مشکلات عدیده ای مواجه است.برنامه ریزی باید طوری باشد که متریبان پس از اتمام تحصیلات به عنوان افرادی مستقل با جامعه خویش تشریک مساعی نمایند.

بهترن راه حل در رهایی از این چالش ، غیر متمرکز نمودن رشته های متوسطه و متوسط حرفه ای می باشد که بر اساس نیاز و اقتضای زمانی و مکانی در جهت تدوین محتوا و برنامه ریزی و جذب در بازار کار اقدام گردد.

با توجه به این که ارائه خدمات تربیتی و حرفه ای مناسب به دانش آموزان وابسته به منابع انسانی کار آمد است،به روز نگه داشتن ظرفیت های مربیان همسو با تحولات تعلیم و تربیت یکی از چالش های پیشروی آموزش و پرورش و آموزش پرورش استثنائی است.

در این راستا ادامه تحصیل مربیان ، دوره های کوتاه ضمن خدمت ، شرکت در همایش ها و گرد همایی ها از ضروریات می باشد که متأسفانه در سال های اخیر با چالش های فراوانی مواجه شده است.

تغییرات کتب درسی و روش های ارزشیابی مثل بخوانیم و بنویسیم،هدیه های آسمان و ارزشیابی توصیفی به عنوان یک طرح بزرگ و تأثیر گذار به درستی در کشور اجرا نگردیده است و این باعث به وجود آمدن مشکلات زیاد شده است.در تحقیقی که اخیراً در استان گلستان صورت گرفته است ،مؤید آن است که میزان اختلال یادگیری دانش آموزان رشد یافته است و این بی تأثیر از اجرای ناقص و آموزش های ناصحیح منابع انسانی نمی باشد. در آموزش و پرورش استثنائی نیز که ملزم به اجرای برنامه های فوق است، مناسب سازی در گروه های هفت گانه آموزشی مستلزم وقت و صرف انرژی زیادی است و عموماً نیز به نتایج قابل ملاحضه ای دست پیدا نخواهد کرد. برای رفع این چالش می توان با مأمور نمودن مربیان جهت ادامه تحصیل در رشته های مرتبط و هماهنگ با تدریس، محدودیت قایل نشدن درشرکت نمودن همکاران در دوره های کوتاه مدت ،ارزیابی علمی و عملی از توانایی های منابع انسانی به صورت سالانه همزمان باارزشیابی پایانی عمل نمود.

عدم توجه به تخصص و تجربه در سطوح کلان مدیریتی و حتی گاهی نیز در سطوح آموزشی ، فرهنگی و توان بخشی.

این موضوع که هم به حوزه آموزش و پرورش عادی و هم استثنائی مرتبط است به مشکل زیان بار تبدیل شده است.مدیران که باید افرادی متخصص ، با تجربه و کار آمد در زمینه کاری خود باشند تا بتوانند با ارائه رهنود کلی و راه حل های سازنده الگو و شمع راه مربیان و کار کنان باشند ، اغلب به صورت سیاسی و بدون توجه به موارد مزبور به پست های مدیریتی رده بالا، متوسط و پایین آموزش وپرورش منصوب می شوند و با تصمیم گیری های غیر تخصصی خود ، گروه هدف که دانش آموزان می باشند را متضررمی کنند .

آموزش و پرورش بزرگترین مجمو عه انسانی کشور است وبه لحاظ کیفیت بزرگترین نهاد تولیدی کشور ،آن هم با نفیس ترین محصول یعنی دانش آموزان امروز و آینده سازان فردا سر وکار دارد.

برای حل معضلات کنونی و سردرگمی مخصوصاً در آموزش و پرورش استثنائی که نیاز به تخصص در آن خیلی مهم است ، باید آموزش و پرورش را با دین آغشته ساخت و از سیاست جدا نمود.

عدم ثبات  مدیریت در آموزش و پرورش نیز از دیگر موانع ارتقاء کیفیت می باشد. به ندرت مدیری در آموزش و پرورش یافت می شود که در ابتدای استخدام به عنوان مدیر پذیرفته شده باشد .

روسا ، معاونین و کارشناسان آموزش و پرورش  بدون طی دوره مدیریتی و با آزمایش و خطا از بین معلمان منصوب می شوند و بعد از چند سال مثل این که تاریخ مصرف داشته باشند ،مجدداً عزل شده و به کلاس و معلمی باز می گردند.

مدیران و کارشناسان باید از ابتدا متناسب با رشته تحصیلی و تخصصی پذیرفته شوند و بعد از ارتقاء به پست های بالاتر در صورت نداشتن خطا، گام به عقب نداشته باشند . ثبات در مدیریت باعث می شود جدیّت و پشتکار در کار بیشتر شود وانگیزه فعالیت و مسئو لیت پذیری ارتقاء یابد.

از جمله موانعی که در آموزش و پرورش استثنائی در حال حاضر بسیار مشهود است عدم تربیت نیروی انسانی متخصص در دانشگاه و تربیت معلم متناسب با رشته تدریس است .

معلمان رابط در مقاطع راهنمایی و متوسطه و معلمان فنی جهت تدریس در مراکز پیش حرفه ای و متوسطه حرفه ای مورد نیاز مدارس استثنائی است که در حال حاضر سایر معلمان ارائه خدمات را به عهده می گیرند .

با فعال نمودن رشته های تربیت معلم و حمایت آموزش و پرورش استثنائی و پژوهشکده کودکان استثنائی در تعیین منابع درسی می توان نیروهای کارآمد ومتخصص تربیت نمود .

 پوشش دانش آموزان استثنائی مناطق روستایی و عشایری یکی از معضلات پیش رو است .

با اجرای طرح سنجش سلامت در کلیه مناطق و روستاها و ارزیابی هوش دانش آموزان و گاهاً تشخیص و برچسب زدن به دانش آموزان زمینه طرد شدن دانش آموز در محله و خانواده و پذیرفته نشدن از جانب مدرسه فراهم می آید .

به عنوان مثال دانش آموزی که در یک روستا به عنوان عقب مانده ذهنی(MR) تشخیص داده شده و روستا 60 کیلو متر با مدرسه استثنائی فاصله دارد، نمی تواند از خدمات آموزش ویژه استفاده کند و در حال حاضر امکان ثبت نام در مدرسه عادی نیز فراهم نیست .

برای حل این معضل ضرورتاً اجرای طرح فراگیر و درنظر گرفتن اعتبارات لازم جهت اجرای این طرح و ایجاد زمینه لازم جهت پذیرا شدن مدارس عادی لازم می باشد .

دسته بندی کودکان با نیازهای ویژه

imgurl.ir۱- کودکان مبتلا به بیماری قند ۲-کودکان مبتلا به اختلالات حرکتی۳-کودکان صرعی۴-کودکان مبتلابه اختلالات گفتاری۵-کودکان ضعیف وحساسی که خیلی زود بیمار میشوندواحتیاج به مواظبت زیاد دارند،مانند بیماران مبتلابه ناراحتی قلب یابیماریهای ضعیف کننده۶-کودکان ناسازگار۷-کودکان عقب مانده ذهنی۸-کودکان نابینا۹-کودکان مبتلا به ضعف بینائی۱۰-کودکان ناشنوا۱۱-کودکان کم شنوا.

 یازده گروه فوق راتحت عنوان کودکان معلول نیز مطالعه می کنند.لغت "هندی کپ"به معنی "مانع"است٬مانعی که در مسابقات ایجاد می کنند تا جلو برد را بگیرد.کودکان معلول به دلیل داشتن موانع و اختلالات ذهنی٬حرکتی٬حسی٬عاطفی و ...از مسابقه زندگی عقب می مانندو نمیتوانند مانند دیگران رقابت کنند٬چون به هر حال زندگی یک مسابقه است .در سنین بلوغ به جای لغت هندی کپ ازلغت" دیس ای بل"که همان معنی ناتوان را میدهد استفاده می کنند.

تاریخچه آموزش و پرورش استثنایی در ایران

در هر حال اگر بر این باور باشیم که ستون‌های تمدن هر جامعه بر نظام آموزش و ساختار آموزش و پرورش آن استوار است، بدون تردید سلامت، جامعیت و کارآمدی نظام آموزش و پرورش آن جامعه نیز در گروی وسعت، گستردگی، تنوع و کیفیت برنامه‌های جامع آموزش استثنایی و درصد کودکان و دانش‌آموزانی است که به عنوان استثنایی یا دارای نیاز ویژه مورد تشخیص و شناسایی واقع شده و خدمات آموزشی موثری در مدارس عادی یا کلاس‌های خاص به ایشان ارائه می‌شود.

 در جامعه ما،تاریخچه برنامه آموزش و پرورش استثنایی به دهه اول قرن چهاردهم شمسی مربوط می‌شود. در این دوران، اولین مدرسه ناشنوایان در تهران توسط مرحوم جبار باغچه‌بان و نخستین مدرسه ویژه نابینایان در تبریز به وسیله یک کشیش آلمانی به نام کریستفل تاسیس و به دنبال آن در چند شهر دیگر مدارس مشابهی از سوی افراد خیر و آگاه بنیاد نهاده شد. در این مورد می‌توان از تاسیس مدرسه شبانه‌روزی نابینایان در تهران در سال 1328 و چندین مدرسه استثنایی دیگر همچون ابابصیر، خزائلی و غیره نام برد. در سال 1347 دفتری به نام دفتر آموزش کودکان و دانش‌آموزان استثنایی در وزارت آموزش و پرورش ایجادشد. درواقع مسئولیت این دفتر، شناخت و جایگزینی مطلوب و آموزش و پرورش کلیه کودکانی است که به علت تفاوت‌های قابل ملاحظه ذهنی، جسمی و عاطفی قادر به استفاده ازبرنامه‌های عادی آموزش و پرورش نیستند. در پی آغاز فعالیت این دفتر، مراکز و مدارس متعددی در نقاط مختلف کشور برای تعلیم و تربیت کودکان استثنایی شروع به کار کردند. مطابق گزارش‌های رسمی وزارت آموزش و پرورش، 10 سال پس از تاسیس این دفتر، یعنی در سال 1357 حدود 8000 دانش‌آموز استثنایی تحت پوشش دفتر مزبور مشغول تحصیل بودند.با توجه به پیشرفت‌های روزافزون فناوری آموزشی، بالا رفتن آگاهی اغلب اولیای کودکان استثنایی و ایجاد نگرش مثبت در آنان برای تعلیم و تربیت فرزندان خود، تاثیر قابل توجه مدارس استثنایی در تعلیم و تربیت کودکان استثنایی، بویژه ورود تنی چند از دانش‌آموزان نابینا و ناشنوا به موسسات آموزش عالی، همچنین تلاش روزافزون و متعهدانه دلسوزان کودکان استثنایی در پرتوی انقلاب اسلامی و با تصویب مجلس شورای اسلامی، سازمان آموزش و پرورش استثنایی با هدف‌های جامع و فراگیر در سال 1370 تاسیس شد و کار خود را آغاز کرد. با تاسیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی، تحول چشمگیری در شناسایی هرچه سریع‌تر و آموزش و توانبخشی کودکان و نوجوانان استثنایی در سطح کشور به وجود آمد و امید می‌رود این سازمان بتواند دست‌کم مطابق وظایف و مسئولیت هاییکه مجلس محترم برای آنان پیش‌بینی کرده است، توفیقات چشمگیری داشته باشد.

آموزش فراگیر

اجرای آموزش فراگیر زمینه ساز جامعه ای فراگیر است. کودکانی که با هم یاد می گیرند ، زندگی در کنار هم و با مشارکت یکدیگر را هم می آموزند. آموزش فراگیر باعث صرفه جویی در هزینه های آموزش ویژه و اختصاص این اعتبارات برای همه کودکان در مدارس عادی خواهد شد. آموزه های دینی ما نیز بر پذیرش بدون چون و چرای معلولان در جامعه به عنوان عضوی دارای حق مشارکت تاکید دارند. این امر در قرآن کریم به عنوان یک وظیفه برای پیامبر اکرم (ص) مطرح شده است ( سوره عبس ) و در سخنان و سیره آن حضرت و اوصیاءشان مورد تاکید و تبلیغ قرار گرفته است.

چالش ها و محدودیت های فراگیر سازی

فراگیر سازی کامل بهترین مکان و شرایط برای همه ی دانش آموزان نیست. کلاس های آموزش عادی دارای برنامه آموزش فردی نمی باشند ( بیتمن ، 2002 ). معلمان و والدین دانش آموزان عادی نگران این مساله هستند که حضور دانش آموزان استثنایی در کلاس های عادی سطح استانداردهای آموزشی را پایین خواهد آورد ( ایرمشر 1995 ). هنوز بخش قابل توجهی از معلمان نگرش مثبتی نسبت به حضور کودکان دچار نارسایی در کلاس های خود ندارند. نگرش معلمان نسبت به دانش آموزان دارای نیازهای ویژه در موقعیت فراگیر سازی اجتماعی بسیار تعیین کننده است( سلیمانوندی آذر ، 1387).

مزایای فراگیرسازی کدامند؟

 پژوهش ها مزایای کلاس های فراگیر را فراتر از نتایج تحصیلی نشان می دهند. این زمینه به ویژه برای کودکانی مهم است که وقتی احساس آرامش و امنیت می کنند ، بهتر یاد می گیرند . محیطی که رشد اجتماعی و عاطفی کودکان را تقویت می کند ، در واقع تمامی جنبه های یادگیری آنها را تحریک می کند. در مدارس فراگیر دانش آموزان دارای نیازهای ویژه خود را عضوی از جامعه تلقی کرده ، ضمن تقویت عزت نفس حتی در پی رقابت نیز بر می آیند ( گرامی ، 1382) ، آنها از دانش آموزان عادی الگوهای رفتاری مناسب را فرا می گیرند ( هاینز ، 2001 ) ، آموزش فراگیر محیطی برای رشد و یادگیری کودکان دارای نیازهای ویژه فراهم می کند ( راشکه و برونسون ، 2006 ) ، این کودکان در کنار همسالان خود تاییدات فردی فراوانی دریافت می کنند که به افزایش عزت نفس و تقویت حس مثبت آنها میانجامد(راچکه ، 2006 ) ، والدین گزارش کرده اند که در اعتماد به نفس ، فهم از تنوع و اختلاف در افراد جامعه در کودکانشان مشاهده کرده اند (شوارتز ، 2008 ) ، توماس و وب بر این عقیده اند که حضور دانش آموزان استثنایی در مدارس عادی هیچ گونه اثر منفی بر دانش آموزان عادی ندارد. یکی از هدف های مهم یکپارچه سازی آموزشی Integrated Education  ، فراهم کردن فرصت هایی برای تماس افراد عادی با افراد استثنایی است که سبب تغییر و اصلاح نگرش افراد عادی نسبت به افراد دارای نیازهای ویژه می شود ( به پژوه ، 1383).

آموزش فراگیر چیست؟

 رویکرد آموزش فراگیر به دنبال آن است که تمامی کودکان و دانش آموزان را صرف نظر از تفاوت ها و سطح توانمندی ها تحت پوشش آموزش مناسب و موثر قرار دهد. آموزش فراگیر مبتنی بر فلسفه ای است که توانایی ها و نیازها را به عنوان مقوله ای طبیعی فرض کرده و به جامعه فرصت مسئولیت پذیری می دهد تا به سوی یادگیری و رشد کل جامعه حرکت کنند. فراگیرسازی مستلزم تغییر ساختار آموزشی و اجتماعی است و آموزش فراگیر بدان معناست که همه کودکان و دانش آموزان به مدارس مشابه بروند. در واقع مدارس فراگیر به منظور تامین نیازهای همه دانش آموزان سازمان دهی شده اند ( یونسکو 2001 ).

عواملی که ابتلا به اوتیسم را افزایش میدهد چیست؟

همه کودکان از هر نژاد و یا ملیتی ممکن است دچار بیماری اوتیسم شوند، اما عواملی خاص که در ادامه می آیند می توانند خطر این بیماری را افزایش دهد، این عوامل شامل:

جنسیت کودک – پسرها چهار تا پنج برابر بیشتر در خطر ابتلا به بیماری اوتیسم هستند.

سابقه خانوادگی – در خانواده هایی که یک کودک مبتلا به اوتیسم وجود دارد، خطر اینکه کودکی دیگر با این بیماری داشته باشند بیشتر است. همچنین خیلی غیرمعمول نیست که پدر و مادر و یا سایر اقوام نزدیک کودک مبتلا به اوتیسم، در ارتباط با دیگران و … مشکلاتی داشته باشند.
سایر اختلالات – کودکانی که بیماری خاصی دارند بیشتر از کودکان سالم در خطر ابتلا به بیماری اوتیسم هستند.
سن والدین – ممکن است بین سن والدین و ابتلای کودک به اوتیسم رابطه ای وجود داشته باشد. اعتقاد بر این است که فرزندان والدین بزرگسال بیشتر از دیگران در خطر ابتلا به این بیماری هستند. بااینحال تحقیقات بیشتری در این رابطه مورد نیاز است.

روش های درمانی متخصصان برای کودکان دارای اختلال اوتیسم

دارو درمانی: دارو برای جلوگیری از خشم، عصبانیت، مشکلات حواس، بیش فعالی، مشکلات خوب، بی پروا بودن، زودرنج بودن و زود عصبانی شدن، به کار می رود.
 تجزیه رفتار کاربردی ( ABA) : برای تقویت مهارت های مختلف کاربرد دارد. این برنامه در منزل کودک صورت می گیرد.
درمان و تدریس به کودک اوتیسمی ( TEACH): در این روش به کودک با استفاده از عکس ها نشان می دهند که چه کارها و مهارت هایی را باید انجام دهد.
صحبت درمانی: در این روش با کودک خیلی واضح و روشن حرف می زنند. ممکن است ساعت ها طول بکشد تا بتوان یک جمله را به کودک یاد داد.

آیا اوتیسم قابل درمان است؟

اوتیسم درمان قطعی ندارد، بسیاری اوتیسم را یک اختلال طولانی مدت در نظر می گیرند، که می تواند به طور موثر با افزایش آگاهی عمومی و حمایت ها اختلال طیفی اوتیسم را مدیریت کرد برخی افراد مبتلا به ای اس دی خود را فردی عادی می دانند، نه افراد مبتلا به نقص؛ آن ها بر این باورند که به سادگی و روش منحصر به فرد با جهان پیرامون خود تعامل دارند "

علائم و نشانه های اوتیسم

imgurl.ir"رفتار نامناسب کودک اوتیسمی
•تکرار یک نقش یا فکر
•بی علاقه و بدون احساس خشونت
•تمایل به خود و یا دیگران
•بی دقت
•پرتحرک و یا کم تحرک
•تکرار حرکات بدن
•تکرار کلمات و جملات
 ممکن است واژه سازی به شکل بازی در کودکان عادی هم دیده شود اما جایگزین کردن همیشگی واژه ها، مختص مبتلایان به اوتیسم است. 
از دست دادن تکلم و یا مهارت های اجتماعی در هر سنی
 نمی توانند صحبت راشروع کنند، و یا توانایی ادامه بحث را ندارند.
 ارتباط، با حرکات دست به جای استفاده از لغات صورت می گیرد.
 رشد زبان و تکلم به کندی صورت می گیرد و یا اصلا صورت نمی گیرد.
 عدم دقت در دیدن اشیا
کودکان اوتیسمی بسیار حساس به نور، صدا، لمس، بو و یا مزه باشند.
از پوشیدن لباس های زبر خودداری کنند و ناراحت و افسرده شوند.
ممکن است از صدای معمولی، خوش شان نیاید و دستان شان را بر گوش خود بگذارند.
ممکن است تنها بمانند، زیرا خیلی دست پاچه می شوند.
حواس بینایی، شنوایی، چشایی، بویایی و لامسه کمی دارند.
یک سطح صاف را خارش می دهند و اشیا را لیس می زنند.
به درد، خیلی زیاد و یا خیلی کم واکنش نشان می دهند.
نمی توانند درک کنند که گوینده حرف خنده دار می زند و یا سرزنش کننده.
ممکن است حرف نزنند و یا خیلی کم حرف بزنند.
خطر را حس نمی کنند.
 از صدای بلند، وحشت زده نمی شوند.
ممکن است یک جمله را چندین بار تکرار کنند.
منظور گوینده را به سختی می فهمند.

ناتوانیهای کودکان اوتیسمی کدامند؟

ناتوانی در پیشرفت
 سندرم Rett :این یک بیماری سیستم عصبی است که برگشت را ایجاد می کند، به خصوص در استفاده از زبان و دست ها. تفاوت زیادی با اوتیسم دارد و تنها در زنان دیده شده است.
ناتوانی در یادگیری : نادر است و این در مواردی رخ می دهد که به بچه یک چیز را یاد می دهیم و آن بچه در 10 سالگی آن را از یاد می برد.
سندرم Asperger :بیماری است که در طی سال های اول مدرسه ظاهر می گردد و شامل تداخلات اجتماعی، دقت زیاد در صحبت کردن و اشتیاق به کارهای غیرمعمول است.

اختلالات طیف اوتیسم کدامند؟

اختلال طیفی اوتیسم به گستره ای از اختلالات از جمله سندرم آسپرگر اشاره دارد،  افراد مبتلا به اتیسم اغلب برای درک جهان پیرامون خود تلاش می کنند، این امر را در تفسیر برخی از نشانه های اجتماعی خاص، یا درک زبان و معانی انتزاعی بیشتر فرا می گیرند. بسیاری از افراد مبتلا به ای اس دی دارای عملکرد و هوش بالایی هستند در حالی که برخی از افراد دارای ناتوانی های یادگیری هستند.

اوتیسم ژنتیکی است؟

شواهدی برای اهمیت ژنتیک در پیشرفت اختلال طیف اوتیسم وجود دارد. با این حال، دلایل خاص نامعلوم است. اغلب از زمان تولد یا قبل از رسیدن به سن سه سالگی رخ می دهد. همچنین بیشتر در پسران نسبت به دختران شایع است به نظر نمی رسد اختلاف نژاد یا قومیت در بروزآن نقش داشته باشد.

 

علل اوتیسم چیست؟

شواهدی وجود دارد که عوامل ژنتیکی در ان نقش بازی می کنند ، از طرفی برخی بیماری های خاص توسط یک مادر باردار نیز ممکن است با پیشرفت اوتیسم ( مانند سرخچه )ارتباط داشته باشند. اوتیسم درمردان با درصد بالاتر نسبت به زنان تاثیر می گذارد. علی رغم شایعات مداوم، اوتیسم از طریق ایمن سازی ایجاد نمی شود.دیگر علت های این بیماری ( که هنوز به اثبات نرسیده) شامل:
رژیم غذایی 
تغییرات مجرای گوارشی 
مسمومیت با جیوه
عدم استفاده از ویتامین ها و املاح و حساسیت به واکسن است.
دانشگاه امراض کودکان در آمریکا و موسسه دارویی ( IOM) اعلام کردند که هیچ نوع واکسن و یا ترکیبات واکسنی مسئول ایجاد بیماری اوتیسم نیستند. آنها گفتند که فواید واکسن زدن خیلی بیشتر از خطرات احتمالی آن است.
این بیماری هنوز مرموز است و ناشناخته های بسیاری در مورد آن وجود دارد. تحقیقات زیادی در این زمینه انجام شده و علل مختلفی مثل برخی کمبودهای تغذیه ای در دوران بارداری یا سن والدین یا حتی برخی بیماری های دوران نوزادی و ... را در بروز آن دخیل می دانند که هیچ یک صددرصد مورد تایید نیست.

اوتیسم

بیماری اوتیسم (درخودماندگی یا Autism) یکی از بیماری های جدی گروه بیماری های رشدی اختلالات طیف اوتیسم بوده که در اوایل دوره کودکی (معمولا قبل از 3 سالگی) ظاهر می شود. هرچند علایم و شدت آن در افراد مختلف، متفاوت است، اما همه انواع اوتیسم برتوانایی برقراری ارتباط با دیگران توسط کودک، تاثیر می گذارد

اهمیت توانبخشی در کودکان کم بینا و نابینا

بینایی یکی از حواس انسان می باشد که اختلال یا فقدان آن باعث بروز مشکلات مرتبط می شود که این مشکلات را در کودکان کم بینا و نابینا مشاهده می نماییم. خیلی از افراد فکر می کنند که این کودکان صرفا مشکل در جهت یابی و یا استفاده از ابزار جدید و امثالهم پیدا می کنند ولی در واقع این گونه نیست. کودکی که متولد می شود و شروع به رشد می نماید در واقع از همان بدو تولد از تمامی حواس خود برای رشد و نمو خود استفاده می نماید و در صورتیکه یکی از حواس کودک دچار اختلال شود سایر حواس نیز در رشد خود دچار نوعی ناهماهنگی و عدم تکامل می شوند که این اختلال تا سالهای سال به گونه های مختلفی در فرد نمایان می شود.

توانبخشی یکی از اصلی ترین و مهم ترین راهای حل این مشکلات است. با تاکید بر این نکته که در این گونه کودکان حواس سالم باید عملکردی بالاتر از حد نرمال داشته باشند تا بتوانند اختلال موجود را تا حد امکان جبران نمایند. از جمله بخشهای توانبخشی که برای این کودکان می تواند مفید باشد:

۱- کار درمانی جسمی: که در جبران تاخیر حرکتی احتمالی که در این کودکان وجود دارد و یا سایر مشکلات جسمانی اعم از اختلالی که بدلیل حالتهای غلط کودک احتمال بروز دارد و موارد مشابه کاربرد دارد.

۲- کار درمانی ذهنی: کودکانی که به هر دلیل به خصوص عامل اصلی یادگیری یعنی بینایی دچار اختلالات آموزشی، یادگیری ، کاربرد وسایل کمک آموزشی (لوحه بریل، به دید، کامپیوتر و …) . یادگیری مفاهیمی مانند ابعاد (بزرگی ،کوچکی و خارج، داخل و…) اشکال جهت یابی صحیح دارند ، کمک می نماید.

۳- یکپارچگی حسی(SI): این روش نوین درمانی برای از بین بردن اختلالاتی همچون مشکلات هماهنگی اندام ، مشکلاتی مانند دست و پا چلفتی بودن کودک، مشکلات تعادلی، عدم کاربرد صحیح اندام، بالا بردن توانایی های مهارتی کودک ، رفع اختلالات حسی، کمک در شناسایی بهتر اشیا با استفاده از حس لمس می باشد.

۴- توانبخشی دست: این بخش که بسیار مفید برای بالا بردن عملکرد دست کودکان که در اختلالات بینایی اهمیت بالایی پیدا می کند مناسب می باشد مانند: انجام حرکات ظریف و ریز انگشتان در گرفتن ،برداشتن و گذاشتن همچنین بالا بردن قدرت عضلات و موارد مشابه کاربرد دارد.

البته این نکته نیز شایان ذکر است که توانبخشی و فعالیتهای مرتبط با آن کلاً پروسه ای طولانی مدت و زمان گیر می باشد که فراز و نشیب های خاص خود را دارد و کاملاً به سن شروع توانبخشی ، شدت مشکلات، همکاری خانواده، مستمر بودن برنامه توانبخشی و توانایی ها و فیزیک فرد تحت درمان بستگی دارد و این فرایند در هیچ دو کودکی قابل مقایسه نمی باشد.

استرابیسم یا انحراف چشمی

استرابیسم یا انحراف چشم، مشکلی چشمی است که در آن، چشم‌ها وضع ناهمگونی نسبت به یکدیگر داشته و نگاه آن‌ها به جهات مختلف است.
انحراف چشم
این ناهمگونی ممکن است واضح بوده یا آن که فقط بعضی اوقات به دلیل کم خوابی، خستگی و گرسنگی ایجاد شود. به بیان دیگر، وقتی هم‌راستایی دو چشم در جهت یک هدف به هم بخورد، انحراف چشم به وجود می‌آید.

البته در بسیاری موارد، استرابیسم جنبه ژنتیکی یا ارثی دارد، اما در موارد دیگر به نقص‌های مادرزادی ساختمان چشم، عصب بینایی و شبکیه باز می‌گردد؛ ولی نکته بسیار مهم در همه این موارد درمان زود هنگام انحراف چشم برای بازگرداندن دید دو چشمی (دید سه‌بعدی که از طریق آن شخص قادر به دیدن عمق تصاویر اطراف خود است) به کودک است.

 

نابینایی و کم بینایی

imgurl.ir"امروزه باوجود پيشرفتهاي علمي و فن آوريهاي شگرف تمدن بشري، پيشگيري و درمان معلوليت هاي مختلف و محو پديده ناخوشايند نابينايي ـ به جز در مواردي بسيار معدود ـ آرزويي بيش نيست. نابينايان به عنوان قشر غيرقابل اغماضي از جامعه در سطوح مختلف سني مطرحند. كودك نابينا براي نخستين بار در فضاي خانواده نفس مي كشد. افراد خانواده نخستين كساني هستند كه كودك نابينا حضور آنها را درك مي كند. بنابر اين پدر ومادر كودك نابينا نخستين آموزگاران و سازندگان بناي شخصيتي اويند.

انواع ناتوانی های یادگیری

تشابه اولیه کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری ، عدم قدرت آنها در یادگیری است اختلاف میان این کودکان تنها زمانی خود را نشان می دهد که انواع ناتوانی هایی که به آن مبتلایند طبقه بندی شود . (والاس.مک.لافلین.ترجمه منشی طوسی ).
انواع زیاد‌ی از عملکرد‌های غیرعاد‌ی مغز وجود‌ د‌ارند‌ که می‌توانند‌ منجر به یک اختلال یاد‌گیری شوند‌ که تاکنون تغییرات و علل آن شناسایی و طبقه‌بند‌ی نشد‌ه‌اند‌. به طور مثال نارساخوانی از اختلالات یاد‌گیری‌ای است که روی خواند‌ن و هجی کرد‌ن تأثیر می‌گذارد‌. تحقیقات نشان د‌اد‌ه است که عملکرد‌ غیر عاد‌ی مغز د‌ر پرد‌ازش زبانی- شنید‌اری(مثل پرد‌ازش صد‌اشناسی نام‌گذاری سریع اتوماتیک)د‌ر تعد‌اد‌ زیاد‌ی از افراد‌ مبتلا به نارسا خوانی د‌ید‌ه شد‌ه است (شای ویتز و همکاران، 2002؛ ولف و همکاران، 2000)
شواهد‌ی وجود‌ د‌ارد‌ که نشان می‌هد‌ که نام‌گذاری اتوماتیک و سریع و پرد‌ازش صد‌ایی هسته ی پرد‌ازش‌هایی هستند‌ که مهارت‌های خواند‌ن را پیش بینی می‌کنند‌ (کیبی و همکاران، 2003). گرچه بعضی افراد‌ د‌رسیستم د‌ید‌اری مغزشان ساختار متفاوتی د‌ارند‌ (اد‌ن و همکاران، 1996).
تأثیرات نواقص ویژه ی د‌ید‌اری بر روی یاد‌گیری ممکن است به مهارت‌های د‌یگر بسط یابد‌. اختلال ریاضی اختلال یاد‌گیری ای است که روی محاسبه ی ریاضیات و حل مساله تأثیر می‌گذارد‌. تحیقات گوناگونی د‌ر حال انجام است که تعیین می‌کند‌ انواع مختلف عملکرد‌ غیر عاد‌ی مغز است که منجر به اختلال یاد‌گیری می‌شود‌. تحقیق اختلال ریاضی که از تصویر عصبی استفاد‌ه می‌کند‌ به گسترد‌گی تحقیق نارساخوانی نیست. ولی به هر حال مطالعات عصب شناختی به وضوح انواع ناکارآمد‌ی‌های مغز را به اثبات رساند‌ه است (هکت و همکاران، 2001).

 

تعاریف اختلالات یادگیری

دهه ی 1960 کودکان مبتلا به ناتوانی های یادگیری توجه مطالعات روانی و آموزشی بوده اند و در واقع شاخه جدیدی است که به آموزش و پرورش ویژه افزوده شد .
هر چند که ناتوانی های یادگیری یک قلمرو نسبتا جدیدی است لکن رشد مفهوم آن ظاهرا سریع بوده به طوریکه از طریق آمیختگی پیشه های متعدد به صورت یک پیشه گسترده میان رشته ای جلوه گر شده است .
در کوشش های مکرری که برای تعیین جمعیت کودکان ناتوان در یادگیری به عمل آورده ابعاد مختلف مساله مورد توجه قرار گرفته است و هر گروهی بر اساس دیدگاه خود و با شیوه متفاوتی مساله را بررسی و تعریفی از آن به دست داده است .
در سال 1968 یک تعریف به وسیله کمیته مشورت ملی در مورد کودکان ناتوان در گزارش سالیانه آنها به کنگره به عمل آمد " کودکان ناتوان در یادگیری در یک یا چند فراگرد اساسی روانی در ارتباط با فهمیدن یا کاربرد زبان شفاهی یا کتبی ناتوانی نشان می دهند تظاهرات این ناتوانی ممکن است به صورت اختلال در گوش دادن ، فکر کردن ، سخن گفتن ، خواندن ، نوشتن هجی کردن یا حساب باشد .
این اختلالات را نتیجه شرایطی دانسته اند که شامل نقائص ادراکی ، ضایعه مغزی ، اختلال جزیی در کارکرد مغز ، نارساخوانی ، اختلال گویایی و غیره است ناتوانی یادگیری این کودکان از نوع مشکلاتی نیست که بدایتا مربوط به بینایی ، شنوایی ، یا نقائص حرکتی ، عقب ماندگی ذهنی پریشانی عاطفی و یا کمبود امکانات محیطی باشد . ( فریار – رخشان ، 1367 ، صــ 24 تا 26 ) .
ناتوانی یادگیری در اندام ظاهری کودک آشکار نیست کودک مبتلا به این وضع می تواند دارای بدنی قدرتمند ، چشمانی قوی ، گوشهای تیز و هوش بهنجار باشد ، در عین حال ، چنین کودکی در عملکرد ناتوان است.