چالش های آموزش و پرورش استثنایی
وقتی صحبت از چالشها به میان می آید ،منظور وضعیتی است که باید برای حل آن به دنبال راه چاره بود و آن را تغییرداد . باید بعضی از ساختارهای سنتی را بشکنیم و راههای نوینِ مقابله با موانع را برگزینیم .
تغییرات ناشی ازتحولات گسترده در حوزه علم و نیاز های متغیر بازار کار و لزوم پاسخگویی آموزش و پرورش در این زمینه.
با توجه به این که آموزش پرورش کشور ما به صورت متمرکز بوده و منابع درسی و برنامه ریزی های آن در سراسر کشور به صورت یکسان می باشد،لذا تغیر محتوای کتب درسی به سرعتِ نیاز و تغیر در بازار کار و نیاز های جامعه مستلزم صرف هزینه های بالایی است، که به هیچ وجه مقرون به صرفه نمی باشدواز طرفی اگرآموزش و پرورش نتواند بر اساس تقاضای بازار کار نیروی انسانی تربیت کند از قافله تربیت انسان کارآمد عقب می ماند.
آموزش پرورش استثنائی نیز با توجه به این که هدف اصلی آن سازگاری شخصی ، اجتماعی و سازگاری شغلی افراد استثنائی در جامعه است، بدون در نظر گرفتن شرایط فوق و این که در جامعه کنونی نقش عضله و زور بازو کاهش یافته و باید از نیروی مغز در نیروی کار استفاده گردد با مشکلات عدیده ای مواجه است.برنامه ریزی باید طوری باشد که متریبان پس از اتمام تحصیلات به عنوان افرادی مستقل با جامعه خویش تشریک مساعی نمایند.
بهترن راه حل در رهایی از این چالش ، غیر متمرکز نمودن رشته های متوسطه و متوسط حرفه ای می باشد که بر اساس نیاز و اقتضای زمانی و مکانی در جهت تدوین محتوا و برنامه ریزی و جذب در بازار کار اقدام گردد.
با توجه به این که ارائه خدمات تربیتی و حرفه ای مناسب به دانش آموزان وابسته به منابع انسانی کار آمد است،به روز نگه داشتن ظرفیت های مربیان همسو با تحولات تعلیم و تربیت یکی از چالش های پیشروی آموزش و پرورش و آموزش پرورش استثنائی است.
در این راستا ادامه تحصیل مربیان ، دوره های کوتاه ضمن خدمت ، شرکت در همایش ها و گرد همایی ها از ضروریات می باشد که متأسفانه در سال های اخیر با چالش های فراوانی مواجه شده است.
تغییرات کتب درسی و روش های ارزشیابی مثل بخوانیم و بنویسیم،هدیه های آسمان و ارزشیابی توصیفی به عنوان یک طرح بزرگ و تأثیر گذار به درستی در کشور اجرا نگردیده است و این باعث به وجود آمدن مشکلات زیاد شده است.در تحقیقی که اخیراً در استان گلستان صورت گرفته است ،مؤید آن است که میزان اختلال یادگیری دانش آموزان رشد یافته است و این بی تأثیر از اجرای ناقص و آموزش های ناصحیح منابع انسانی نمی باشد. در آموزش و پرورش استثنائی نیز که ملزم به اجرای برنامه های فوق است، مناسب سازی در گروه های هفت گانه آموزشی مستلزم وقت و صرف انرژی زیادی است و عموماً نیز به نتایج قابل ملاحضه ای دست پیدا نخواهد کرد. برای رفع این چالش می توان با مأمور نمودن مربیان جهت ادامه تحصیل در رشته های مرتبط و هماهنگ با تدریس، محدودیت قایل نشدن درشرکت نمودن همکاران در دوره های کوتاه مدت ،ارزیابی علمی و عملی از توانایی های منابع انسانی به صورت سالانه همزمان باارزشیابی پایانی عمل نمود.
عدم توجه به تخصص و تجربه در سطوح کلان مدیریتی و حتی گاهی نیز در سطوح آموزشی ، فرهنگی و توان بخشی.
این موضوع که هم به حوزه آموزش و پرورش عادی و هم استثنائی مرتبط است به مشکل زیان بار تبدیل شده است.مدیران که باید افرادی متخصص ، با تجربه و کار آمد در زمینه کاری خود باشند تا بتوانند با ارائه رهنود کلی و راه حل های سازنده الگو و شمع راه مربیان و کار کنان باشند ، اغلب به صورت سیاسی و بدون توجه به موارد مزبور به پست های مدیریتی رده بالا، متوسط و پایین آموزش وپرورش منصوب می شوند و با تصمیم گیری های غیر تخصصی خود ، گروه هدف که دانش آموزان می باشند را متضررمی کنند .
آموزش و پرورش بزرگترین مجمو عه انسانی کشور است وبه لحاظ کیفیت بزرگترین نهاد تولیدی کشور ،آن هم با نفیس ترین محصول یعنی دانش آموزان امروز و آینده سازان فردا سر وکار دارد.
برای حل معضلات کنونی و سردرگمی مخصوصاً در آموزش و پرورش استثنائی که نیاز به تخصص در آن خیلی مهم است ، باید آموزش و پرورش را با دین آغشته ساخت و از سیاست جدا نمود.
عدم ثبات مدیریت در آموزش و پرورش نیز از دیگر موانع ارتقاء کیفیت می باشد. به ندرت مدیری در آموزش و پرورش یافت می شود که در ابتدای استخدام به عنوان مدیر پذیرفته شده باشد .
روسا ، معاونین و کارشناسان آموزش و پرورش بدون طی دوره مدیریتی و با آزمایش و خطا از بین معلمان منصوب می شوند و بعد از چند سال مثل این که تاریخ مصرف داشته باشند ،مجدداً عزل شده و به کلاس و معلمی باز می گردند.
مدیران و کارشناسان باید از ابتدا متناسب با رشته تحصیلی و تخصصی پذیرفته شوند و بعد از ارتقاء به پست های بالاتر در صورت نداشتن خطا، گام به عقب نداشته باشند . ثبات در مدیریت باعث می شود جدیّت و پشتکار در کار بیشتر شود وانگیزه فعالیت و مسئو لیت پذیری ارتقاء یابد.
از جمله موانعی که در آموزش و پرورش استثنائی در حال حاضر بسیار مشهود است عدم تربیت نیروی انسانی متخصص در دانشگاه و تربیت معلم متناسب با رشته تدریس است .
معلمان رابط در مقاطع راهنمایی و متوسطه و معلمان فنی جهت تدریس در مراکز پیش حرفه ای و متوسطه حرفه ای مورد نیاز مدارس استثنائی است که در حال حاضر سایر معلمان ارائه خدمات را به عهده می گیرند .
با فعال نمودن رشته های تربیت معلم و حمایت آموزش و پرورش استثنائی و پژوهشکده کودکان استثنائی در تعیین منابع درسی می توان نیروهای کارآمد ومتخصص تربیت نمود .
پوشش دانش آموزان استثنائی مناطق روستایی و عشایری یکی از معضلات پیش رو است .
با اجرای طرح سنجش سلامت در کلیه مناطق و روستاها و ارزیابی هوش دانش آموزان و گاهاً تشخیص و برچسب زدن به دانش آموزان زمینه طرد شدن دانش آموز در محله و خانواده و پذیرفته نشدن از جانب مدرسه فراهم می آید .
به عنوان مثال دانش آموزی که در یک روستا به عنوان عقب مانده ذهنی(MR) تشخیص داده شده و روستا 60 کیلو متر با مدرسه استثنائی فاصله دارد، نمی تواند از خدمات آموزش ویژه استفاده کند و در حال حاضر امکان ثبت نام در مدرسه عادی نیز فراهم نیست .
برای حل این معضل ضرورتاً اجرای طرح فراگیر و درنظر گرفتن اعتبارات لازم جهت اجرای این طرح و ایجاد زمینه لازم جهت پذیرا شدن مدارس عادی لازم می باشد .